en-UScy-GB
en-UScy-GB
 
 

درباره منطقه 15

نقشه ماهواره ای منطقه 15

نقشه راهنمای منطقه 15

نقشه محلات منطقه 15

جدول آمار و اطلاعات جمعیتی 1390

موقعيت جغرافيايي

منطقه 15 از شمال به پادگان قصر فيروزه، 45 متري آهنگ، خيابان خاوران و شوش شرقي و از غرب به خيابان فدائيان اسلام و از جنوب به خيابان دولت آباد، كوه بي‌بي شهربانو و كارخانه سيمان و از شرق به كوههاي شرقي تهران و حد شرقي اراضي افسريه منتهي مي شود. بخشي از محدوده منطقه نيز در حريم شهر واقع است. در واقع از هشت ناحيه موجود، شش ناحيه در محدوده قانوني شهر تهران و دو ناحيه در حريم استحفاظي شهر قرار دارند.
مساحت محدوده قانوني 25 ساله منطقه 28/5 كيلومتر مربع است که بر اساس آخرین مطالعات مشاور شهرسازی منطقه و تغییرات در نظر گرفته در محدوده قانونی منطقه، مساحت محدوده قانونی منطقه بیش از 35 کیلومتر مربع خواهد بود. بر اساس این تغییرات با احتساب محدوده‌ي قصر فيروزه 2، مساحت منطقه بالغ بر 3543/6 هكتار می شود كه در صورت تصویب طرح تفصیلی پیشنهادی منطقه، این محدوده ملاک عمل قرار خواهد گرفت.
مساحت حريم استحفاظي شهر تهران در حوزه‌ مديريت شهرداري اين منطقه بالغ بر 16500 هكتار مي‌باشد كه 6/14 درصد مساحت كل حريم استحفاظي شهر تهران است. پهنه اين حريم از لحاظ مديريتي و در چارچوب قانون تقسيمات كشوري در محدوده دو شهرستان تهران و ري قرار دارد.

وضعیت جمعیتی

جمعیت کلی منطقه 15 بالغ بر 704851 نفر بوده که در میان 203452 خانوار توزیع گشته و بعد خانوار3/24   و تراکم جمعیت 237  نفر در هکتار میباشد .

تقسیم بندی ها

شهرداري منطقه 15 محدوده خدماتي خود را ميان هشت ناحيه تقسيم كرده است كه محدوده شش ناحيه خدمات شهري در داخل محدوده مصوب طرح جامع شهر تهران و محدوده دو ناحيه (ناحيه خاور شهر و ديگري ناحيه قيامدشت ) در خارج از اين محدوده و در داخل محدوده حريم استحفاظي شهر و به صورت منفصل از منطقه قرار دارد.
محدوده ناحيه يك:
شمال اين محدوده از ميدان شوش به سمت ميدان خراسان در مسير خيابان شوش و 17 شهريور آغاز مي‌گردد در شرق اين محدوده در امتداد خیابان خاوران به خيابان ذوالفقاري منتهي مي‌گردد و غرب آن نيز خیابان فدائيان اسلام تا ميدان شوش واقع شده است. جنوب اين ناحيه امتداد بزرگراه بعثت از انتهاي خیابان ذوالفقاري تا تقاطع فدائيان اسلام است. ناحیه1 دارای 6 محله شوش، مظاهری، مطهری، طیب، بی سیم و مینابی میباشد.
محدوده ناحيه دو:
شمال محدوده اين ناحيه از تقاطع خيابان ميثم با خيابان آهنگ شروع مي‌شود و شرق آن بزرگراه بسيج مستضعفان (افسريه) است و غرب اين ناحيه خيابان ذوالفقاري قرار دارد. جنوب اين محدوده از ميدان بسيج آغاز و در امتداد بزرگراه بعثت به تقاطع خيابان ذوالفقاري ختم مي‌شود. محله های اتابک، بلوار ابوذر و هاشم آباد در اين محدوده واقع گرديده است.
محدوده ناحيه سه:
شمال آن از حواشي بزرگراه بعثت شروع مي‌گردد و حواشي شرقي آن پارك آزادگان و حواشي غربي آن خيابان فدائيان اسلام را در بر گرفته است. حواشي جنوبي آن نيز در بزرگراه دولت آباد واقع گرديده است. اين محدوده از فضاي سبز بيشتري نسبت به نواحي منطقه 15 برخوردار مي‌باشد كه شامل پارك آبي آزادگان، توسكا، پارك امير كبير است. محله های شهرک شهید بروجردی، کیانشهر شمالی و کیانشهرجنوبی در این محدوده واقع گردیده است
محدوده ناحيه چهار:
شمال اين ناحيه از ميدان بسيج آغاز و در امتداد شرقي بزرگراه امام رضا(ع) ‌ادامه مي‌يابد، قسمت شرقي آن انتهاي خط محدوده قانوني شهر تهران در انتهاي شهرك رضويه را شامل مي‌شود و قسمت غربي آن پارك پامچال و شركت واحد اتوبوسراني قرار دارد كه به ميدان بسيج منتهي مي‌گردد. در جنوب آن در امتداد لبه انتهايي شهر و حاشيه كوه بي بي شهربانو قرار دارد. محله های شهرك مشيريه و شهرك رضويه در اين ناحيه واقع شده است.
محدوده ناحيه پنج:
شمال اين ناحيه خيابان شهيد رحيمي در شمال افسريه واقع شده است. خيابان 35متري ارديبهشت در شرق ناحيه قرار دارد كه در جنوب ناحيه به بلوار قائم منتهي مي‌گردد. در جنوب ناحيه امتداد خيابان قائم به ميدان بسيج ختم مي‌گردد. غرب اين ناحيه بزرگراه بسيج مستضعفين واقع شده است. اين ناحيه شامل محله‌هاي افسريه شمالی، افسریه جنوبی و اسلام آباد مي‌باشد
محدوده ناحيه شش:
از لحاظ موقعيت جغرافيايي محدوده اين ناحيه از ميدان بسيج آغاز و در امتداد خيابانهاي قائم و 35 متري ارديبهشت از شمال به شهرك شهيد بهشتي (منطقه نظامي) منتهي مي‌گردد. شرق اين ناحيه زمينهاي خارج از محدوده و ده مسگر آباد واقع شده و امتداد جنوبي و غربي آن بزرگراه امام رضا(ع) ‌تا ميدان بسيج قرار دارد. محله های شهرک والفجر و شهرك مسعوديه در اين ناحيه واقع شده است
محدوده ناحيه هفت:
این ناحیه در خارج از محدوده قانونی شهر تهران و در کیلومتر 25 بزرگراه تهران–مشهد واقع شده و محله شهرک قیامدشت را شامل میگردد. شمال اين ناحيه روستاي چهل قز و ارتفاعات موسوم به توچال واقع شده و از سمت شرق به شهرستان پاكدشت وصل مي‌گردد. در جنوب اين ناحيه بزرگراه امام رضا(ع) قرار دارد و روستاي توتك و شهرك صنعتي خاوران در غرب ناحيه واقع شده‌اند.
محدوده ناحيه هشت:
این ناحیه در خارج از محدوده قانونی شهر تهران و در کیلومتر 15 بزرگراه تهران–مشهد واقع شده و محله شهرک خاورشهر را شامل می شود. اين ناحيه از شمال به بزرگراه امام رضا(ع) و از سمت شرق به جاده قاسم آباد منتهي مي‌گردد. در جنوب اين ناحيه اراضي كشاورزي ورامين واقع شده و در مرز غربي اين ناحيه پادگان نيروي هوايي سپاه در سه راهي سيمان قرار دارد.
علاوه بر تقسيمات ناحيه‌اي، شهرداري منطقه 15 بر حسب آشنايي با محلات و اوضاع جمعيتي ساکنين و در راستاي تشکيل انجمنهاي شوراياري به 20 محله تقسيم شده است که اسامی این محلات به شرح ذیل است:
فسریه بالا -فسریه پایین -والفجر -مسعودیه -شهرک رضویه -بوذر -مشیریه -هاشم آباد -بروجردی -تابک -مینابی -طیب -شوش -مظاهری -مطهری -ولیعصر -کیانشهر شمالی -کیانشهر جنوبی
محله شوش :
در شمال غربی منطقه¬ی 15 شهرداری تهران قرار گرفته و از شمال به خیابان شوش و منطقه¬ی12 شهرداری تهران، از شرق به خیابان هفده شهریور و محله¬های طیب(در شمال) و بی‌سیم(در جنوب)، از جنوب به محله¬ی مظاهری و خیابان¬های تاجیک، رضاخانی، جهانیان، درخشنده و کوه گچی محدود می¬گردد. در منتهی¬الیه غربی این محله نیز میدان شوش قرار دارد که بین محله¬های شوش¬شبیر(شرق) و مظاهری(جنوب شرقی) از منطقه¬ی 15 از یک سو و منطقه¬ی 12 (در شمال) و منطقه¬ی 16 (جنوب غربی) از سوی دیگر قرار گرفته است.
در ادامه و برای درک بهتر سیر تاریخی و روند شکل¬گیری محله می¬توان به دوران دارالخلافه¬ی ناصری رجعت نمود. در آن هنگام دور تا دور تهران را دیوارهای بلند فرا گرفته و بیرون از این دیوارها نیز خندق حفر شده بود. ارتباط شهر با دنیای بیرون از طریق 12 دروازه در اطراف شهر برقرار می¬شد. دیوار جنوبی شهر با خیابان شوش فعلی در حد فاصل میدان¬های شوش و راه¬آهن منطبق بود و دروازه¬های آن عبارت بودند از دروازه¬ی خانی¬¬آباد، دروازه¬ی غار و دروازه¬ی حضرت عبدالعظیم(تکمیل همایون، 1381)
محله¬ی شوش شبیر فعلی و دیگر مناطق نزدیک به آن به نام دروازه شاه عبدالعظیم شهرت داشته¬اند(رضایی، آبان 1388). از سال 1306 قمری (1889 میلادی) [1268 خورشیدی]. دروازه¬ی راه¬آهن حضرت عبدالعظیم نیز
[به دروازه¬های قبلی] اضافه گردید که محل عبور"ماشین دودی" بود و تا سال¬های اخیر هم باقی مانده بود. دروازه¬ی ماشین دودی و ابتدای مسیر راه¬آهن تهران به شهرری در محله¬ی شوش شبیر و ابتدای خیابان شهرزاد(شهید رجب¬نیای) فعلی واقع بوده است. دروازه¬ی حضرت عبدالعظیم هم در میدان شوش فعلی قرار داشت و مسیر دیگری بود که تهران را به شهرری متصل می¬کرد. بعد از ترور رزم¬آرا، این خیابان به رزم¬آرا تغییر نام داد و بعد از انقلاب، فدائیان اسلام نام گرفت.
دروازه¬ی ماشین دودی سال¬ها بعد از سایر دروازه¬های تهران احداث شده بود و از نظر معماری با سایر دروازه¬ها تفاوت داشت. از جمله آن که تنها دروازه¬ی بدون سقف تهران بود. قدیمی¬ترین راه¬آهن ایران، [همین] راه¬آهن تهران به زاویه¬ی مقدسه-ی حضرت عبدالعظیم(ع) یا شهرری است. امتیاز ساختمان این راه¬آهن در ماه دسامبر 1886 میلادی از طرف ناصرالدین شاه قاجار به یک مهندس بلژیکی موسوم به "فایرس بواتال" اعطا گردید و ختم مقاوله و تحصیل امتیاز به اهتمام یحیی خان قزوینی مشیرالدوله که وزیر امور خارجه بود به عمل آمد
در اسناد مربوط به آن دوران نشانه¬ای از وجود یک روستا یا منطقه¬ی مسکونی قابل توجه در محل فعلی محله¬ی شوش شبیر به چشم نمی¬خورد. اما نکته¬ای که باید به آن توجه داشت این است که در بیرون از دروازه¬ها هم همواره نوعی از زندگی که امروزه به آن حاشیه نشینی یا ربض نام می¬دهند وجود داشته است. در بیرون از دروازه¬ها همواره جمعیتی از افراد مستمند و از جامعه رانده شده و خلاف‌کار به چشم می¬خورد. طبعاً شوش شبیر فعلی هم از این امر مستثنی نبوده است. 
در زمان سلطنت رضاشاه باروها و دروازه¬های اطراف شهر تخریب و خندق¬ها پر شدند اما تا هنگام اشغال ایران توسط متفقین، مرزهای تهران تغییر محسوسی نکردند و جای باروها و خندق¬های قبلی را خیابان¬های کمربندی فرا گرفتند. خیابان-های مذکور غیر از خیابان شوش که بعد از همه احداث شد، اولین خیابان¬هایی بودند که در زمان پهلوی اول، از زمین¬های دولتی یعنی خندق¬هایی که پر شده بودند به وجود آمده و با ایجاد آن¬ها ضرر و زیانی متوجه کسی نشد. خیابان¬های شوش شرقی[در جوار محله¬ی شوش شبیر] و غربی در زمان نخست وزیری رزم¬آرا، تأسیس شد. میدان شوش فعلی تا آن زمان معروف به دروازه¬ی شاه عبدالعظیم بود و از همان زمان به نام شوش نام¬گذاری شد که هنوز هم این اسم باقی مانده است.
نام شوش را می¬توان برگرفته شده از نام شهر شوش دانیال نبی[در خوزستان] دانست [البته این احتمال وجود دارد که حکومت وقت، شهر شوش دانیال فعلی را در نظر نداشته، بلکه در راستای سیاست¬های باستان¬گرایانه، شهر شوش، پایتخت تمدن شکوهمند عیلامی و مرکز اداری تمدن هخامنشی را که در محل شوش دانیال فعلی واقع شده بود، در نظر داشته است]، از سوی دیگر این امر را می¬توان ناشی از حضور مهاجران عرب¬تبار جنوب کشور در این محله دانست که برای تسکین حس دوری از وطن اصلی و دستیابی به "حس مکان"، نام شهر مبدأ خود را به شهر مقصد اطلاق نمودند. البته ناگفته نماند که"شبیر" نام یکی از مالکان این محدوده به شمار می¬آمده است که در ادامه بدان اشاره خواهد شد.
اما در پایان دوره¬ی اول سلطنت محمدرضا شاه و مقارن شکل¬گیری نهضت ملی ایران  تهران از چهار طرف گسترش یافت و از جمله از جنوب به شهر فیروزآباد، کشتارگاه، کوره¬ها و گودال¬های جنوبی شهر رسید.
از برخی قراین چنین بر می¬آید که در زمان قاجار در شوش شبیر فعلی، کوره¬های آجرپزی وجود داشته و کارگران آجرپزی نیز در اطراف کارخانه¬ها ساکن بوده¬اند. پس از کوره¬های آجرپزی، کارگاه¬های بلورسازی نیز در محله شکل گرفته بود و کارگران بلورسازی نیز در کنار محلِ کارشان سکنی گزیدند و جمعیت این محله افزایش یافت. با تخریب دیوارهای تهران، این مکان¬ها نیز به محدوده¬ی شهری متصل شدند. باگذشت زمان کارگاه¬های یخچال¬سازی نیز در محله ایجاد گردیدند
در این راستا و جهت تشریح چگونگی شکل¬گیری محله، این نکته نیز قابل ذکر خواهد بود که به دلیل وجود
کارگاه¬های مذکور و همچنین عبور کاروان¬ها از این محله جمعیت قابل توجهی از کارگران مهاجر در این محله ساکن شده¬اند. محدوده¬ی شوش از خیابان شوش در شمال تا بزرگ¬راه بعثت در جنوب و از خیابان تیر دوقلو در شرق تا خیابان آرامگاه(شهید رجایی فعلی) در غرب را در بر می¬گرفت(قربانی، گنجی و امیر احمدی، آبان 1388). بنا بر این "کارکرد فضایی" کاروان¬سراها، وجود پایانه بین شهری و کارخانه جات موجود در محله را می¬توان در جهت جذب مهاجران و نهایتاً شکل¬گیری محله به شکل امروزی آن دانست و آن را بسیار مهم قلمداد نمود.
در گذشته در محدوده¬ی خیابان¬های وفا (شهید تکلی فعلی)، شبیر (شهید غلامی فعلی)، ارج و شقاقی اراضی کشاورزی بوده که تا خیابان 20 متری منصور(مرز فعلی محله¬های مظاهری و مطهری) وسعت داشته است. محصول عمده¬ی این زمین¬ها گندم و صیفی¬جات بوده است. آب مورد نیاز این زمین¬ها از قنات¬های دولت آباد، نجف آباد، هاشم آباد و منصور آباد تأمین می-شد که همگی از چشمه علی در شهرری سرچشمه می¬گرفته¬اند. تمام این زمین¬ها از جاده¬ی شوسه¬ی شاه عبدالعظیم(ع) (فدائیان اسلام فعلی) تا میدان شوش و میدان خراسان تا اراضی دولت آباد (به پلاک 120) دارای پلاک 4687 بودند.
قبل از شکل¬گیری میدان شوش، در این مکان یک غسال¬خانه و قبرستان وجود داشت (حیدری، امیر احمدی و قربانی، آبان 1388). قبرستان در دوره¬ی رضا شاه به باغ جنت اضافه شد و غسالخانه هم سال¬های بعد تعطیل شد
اراضی مذکور تابع روستای نجف آباد بوده و در اختیار مالکانی مانند شبیر، وفا و سرهنگ شقاقی بوده¬اند. آقای شبیر دو دختر داشتند که زمین¬ها را از پدرشان به ارث بردند. از میان سه مالک یاد شده، آقای وفا تصمیم¬گیرنده¬ی اصلی و متولی امور زمین¬ها بوده، نماینده¬ی آقای وفا، شخصی به نام شاطر عباس بوده است. به غیر از ایشان(شاطر عباس)، از حاج عبدا... صادق تهرانی و حاج عباس قادری هم به عنوان مباشران آقای وفا نام می¬برده¬اند. آقای صادق تهرانی وکیل آقای وفا بوده و زمین¬ها را تفکیک کرده و به فروش رسانده¬اند. بنا بر برخی گفته¬ها، آقای وفا، سناتور یا وکیل مجلس بوده است. خیابان شهید تکلی فعلی، سابقاً به نام ایشان خیابان وفا نام داشت. بعد از انقلاب، سپاه پاسداران، باقی مانده¬ی زمین¬های آقای وفا را مصادره نمود. یکی دیگر از مالکین بزرگ این محدوده شخصی به نام حاج مهدی صبوری و صاحب کارخانه¬ی دباغی (تبدیل پوست به چرم) است.
 ایشان نماینده¬ی سندیکای دباغ¬ها و رئیس اتحادیه¬ی دباغ¬ها بوده¬اند. وی که فردی خیر بودند در سال 1341 مسجد مهدیه و در سال 1345 درمانگاه مهدیه را در کنار خیابان فدائیان اسلام تأسیس کردند. بعد از سال 1357 درمانگاه توسعه یافت و به بیمارستان مهدیه تبدیل شد (شهری پور، مقبلی، امیر احمدی و قربانی، آبان 1388). طبقه¬ی بالای مسجد، حوزه¬ی علمیه بود که امروزه دارالقرآن شده است [مسجد و بیمارستان مهدیه، امروزه در محله¬ی مظاهری قرار دارند]. شخص دیگری که به‌عنوان مالک از او یاد می¬شود آقای محمد عظیمی و پسرشان غلامعلی عظیمی هستند. غلامعلی عظیمی، قاضی دادگستری و دوره¬ای نیز مدیر کل شهربانی بوده¬اند. دیگری آقای دوازده امامی بوده¬اند که سهم دختران شبیر را خریداری نمودند. زمین-هایی که آقای دوازده امامی خریداری نمود از خیابان کوه گچی تا جاده¬ی دولت آباد (عظیمی فعلی) و خیابان شهرزاد فعلی وسعت داشت و محله¬ی دوازده امامی نامیده می¬شد. پارک گلستان [در محله¬ی مظاهری] بین زمین¬های عظیمی و دوازده امامی واقع بود
سودجویی مالکان و دلالان زمین و سوء استفاده¬ی آنان از فقر اقشار ضعیف و کارگر موجب شد که زمین¬ها را به قطعات بسیار کوچکی تفکیک کنند. به‌طوری که امروزه از خانه¬های 60، 50 متری تا 18 متری در این محله به چشم می¬خورد. همچنین تفکیک نادرست، موجب کم عرضی خیابان¬ها و کوچه¬ها شده است. چنان که به‌ندرت کوچه¬ای با عرض بیشتر از 3 متر در محله وجود دارد. محله از سال 1340 اندک‌اندک شکل شهری به خود گرفته است.
 خیابان درخشنده نیز در زمان قاجاریه، "قلعه¬ی کورها" نام داشته است و در زمان پهلوی به "دباغ خانه" تغییر نام داده است. علت این نام¬گذاری وجود کارخانه¬های دباغی در آن محدوده بوده است
 در زمان پهلوی دوم، دباغ¬خانه محل تیمار اسب¬ها گردید، البته کارگاه¬های دباغی همچنان مشغول به کار بوده¬اند. 
شب¬های عید کسانی به این کارگاه¬ها می¬آمدند و برای گشایش بخت و درمان نازایی و غیره آب دباغی می¬گرفتند. در زمان نخست وزیری دکتر مصدق(قبل از 1332) با استفاده از وام دولتی به‌جای کارخانه¬ی دباغی، مدرسه ساخته شد و بخش دیگری از زمین¬های محله را به قطعات 99 متری تفکیک کرده و بعد از ساخت واحدهای مسکونی به قیمت 800 تومان به مردم واگذار گردید. بعدها به دلیل تأسیس کارخانه¬ی تولیدی گچ در این خیابان، نام آن به کوه گچی تغییر کرد.
خیابان وفا (شهید تکلی فعلی) قدیمی¬ترین قسمت محله است. برای افتتاح مسجد وفا، آیت ا...العظمی بروجردی و عده¬ای از علما از قم تشریف آوردند. اولین پیش نماز مسجد را نیز ایشان تعیین کردند که شخصی به نام حاج عبدالرزاق بوده است و در همین مسجد دفن شده¬اند. البته مسجد وفا در قدیم به نام مسجد سنگی معروف بوده است. این محله مساجد زیادی داشته و دارد مانند مسجد الحسین در خیابان شوش، مسجد الرضوان در خیابان 17 شهریور که در سال 1349 توسط حجت‌الاسلام بجستانی تأسیس شد، مسجد سعادت در خیابان شقاقی [مظاهری فعلی] که در سال 1349 توسط آقای رسول سعادت تأسیس شد، مسجد امام حسن مجتبی(ع) در خیابان شبیر [شهید غلامی فعلی] و مسجد صدری؛ قدیمی¬ترین هیئت محله نیز هیئت امام حسن مجتبی(ع) است که شخصی به نام اصغر شاطر در سال 1334 آن را تأسیس نموده است
 دو نفر به نام حاج حسین طاهری و آقای نام¬آور کارخانه¬ی تولید برق تأسیس نمودند و تا سال 1338 به اهالی محله برق می¬فروختند . در مکان این کارخانه، دو تیر برق نصب شده بود که برق از آن در سطح محله توزیع می¬گردید. به همین دلیل خیابانی که در کنار این کارخانه احداث شد به نام خیابان تیر دوقلو معروف گردید.
خیابان شهرزاد به خاطر قرار گرفتن در جوار مسیر ریل راه¬آهن [ماشین دودی] ابتدا به "لب خط" معروف بود که از میدان قیام شروع و به شهرری می¬رسید. در حال حاضر در طول این مسیر کانال آبی به وجود آمده است .به دلیل وجود کارخانه¬های مختلف از قبیل سنگ¬تراشی، بلورسازی، کوره‌پز خانه و غیره و تعداد زیاد کارگران جمعیت مردان محله تقریباً 20 درصد بیشتر از زنان بوده است. از حدود سال 1340 نیز صنف اوراقچی¬ها وارد محله شدند و در حال حاضر بزرگ¬ترین صنف این محله محسوب می¬گردند، در خصوص نخستین ساکنین محله نیز می¬توان گفت که به‌صورت خویشاوندی وارد محله شده¬اند
محله مطهری:
محله¬¬ی مطهری در ضلع غربی منطقه¬ی15 شهرداری تهران قرار گرفته، تابع ناحیه¬ی1 این منطقه بوده و  از شمال به خیابان 20متری منصور، محله¬ی مظاهری(در غرب) و محله¬ی بی¬سیم(در شرق)، از جنوب  به بزرگ¬راه بعثت و محله¬ی کیان¬شهر شمالی، از شرق، به خیابان شهید انورزاده و محله¬ی مینابی و نهایتا از غرب، به خیابان شهید رجب¬نیا(شهرزاد) و مناطق صنعتی جنب خیابان فداییان اسلام محدود می¬گردد. 
اطلاعاتی که در ادامه به آن¬ها اشاره خواهد شد از مصاحبه با اعضای شورایاری  و معتمدین محله، حجت¬الاسلام عادلی، خانم توحیدی¬پور، خانم شجاعی و آقای رجب¬نیا در مهر ماه 1388، به دست آمده است. 
در این راستا و در مورد تاریخچه¬ی شکل¬گیری محله از صحبت¬های آقای رجب¬نیا و خانم توحیدی¬پور می¬توان استنباط نمود که از حدود 40 سال پیش، مهاجرت اقوام مختلف به این محله آغاز و اولین مکان¬گزینی¬ها صورت پذیرفته است. در بیان دیگر این محله تا پیش از انقلاب اسلامی خارج از محدوده¬ی شهر تهران قلمداد و پس از انقلاب وارد محدوده¬ی شهری تهران بزرگ شده است(رجب¬نیا و توحیدی، مهر 1388). از مهم¬ترین افراد تأثیرگذار در شکل¬گیری محله نیز می¬توان به دو خواهر اشاره داشت که متأسفانه نام آن¬ها در دسترس نیست. آنچه که از اطلاعات شفاهی می¬توان استنباط نمود، حاکی از آن است که این دو خواهر تفکیک و فروش اراضی محله را آغاز نموده¬اند(رجب¬نیا، مهر1388). در نگاهی دیگر می¬توان چنین پنداشت که این محله در حاشیه¬ی شهر، به عنوان بارانداز اولیه¬ی مهاجرانی بوده است که در جستجوی کار و وضعیت معیشتی بهتر به سوی تهران رهسپار می¬گردیدند و همین امر در جذب و اسکان مهاجران(در محله و شکل¬گیری آن) تاثیر به سزایی داشته است. در عین حال از قومیت¬هایی که در ابتدا وارد محله شده و در آن مکان¬گزینی نمودند، از غربتی¬های خراسان می¬توان نام برد. از نظر شغلی نیز در گذشته، آهنگران فصلی حضور قابل توجه¬ای در محله داشته¬اند(فلاح، آذر 1388).
 مهم¬ترین تحول تاریخی محله(در حوزه¬ی فرهنگی ـ اجتماعی) را می¬توان آغاز به کار شورایاری دانست. با شروع به کار شورایاری محله نه تنها پیشرفت شگرفی در اصلاح بافت عمرانی محله ایجاد شد، بلکه تحولی بزرگ در نوع رابطه شهروندان و مسئولین شهرداری به وجود آمد، که این اتفاق را می¬توان سرآغازی نو در مشارکت فعالانه¬ی اهالی محله در سرنوشت و زندگی شهری خود دانست. اما قبل از آن تأسیس نمایندگی کمیته¬ی انقلاب اسلامی در محله و در حمایت از جبهه¬های جنگ از طریق اعزام نیرو، قابل ذکر خواهد بود. از اتفاقات مهم دیگری که در محله رخ داده و باید از آن یاد کرد، درگیری مسلحانه در شهرک سجادیه بین نیروهای مجاهدین خلق[منافقین] و نیروهای کمیته¬ی انقلاب بوده است که اطلاعات دقیقی از جزئیات آن در دسترس نیست. شهرک سجادیه(شهرک شهرسازی) شهرکی آلمانی¬ساز است که از سال 1348 مورد بهره¬برداری قرار گرفته است(رجب¬نیا، مهر1388). این شهرک ابتدا برای اسکان غربتی¬ها ساخته شد اما بعدها به افراد دیگری واگذار گردید. قدیمی¬تری قسمت محله نیز همین مجتمع مسکونی سجادیه می¬باشد(فلاح، آذر 1388).
اسنادی (منطبق با جدول مراجع اسنادی):
شفاهی (منطبق با جدول مصاحبه های انجام شده):
ـ عادلی، احمد(مهر1388). مصاحبه با اعضای شورایاری محله مطهری در تاریخ20/7/8
ـ توحیدی پور، صدیقه(مهر1388). مصاحبه با اعضای شورایاری محله مطهری در تاریخ20/7/8شجاعی، منیر(مهر1388). مصاحبه با اعضای شورایاری محله مطهری در تاریخ20/7/88. رجب¬نیا، منصور(مهر1388). مصاحبه با اعضای شورایاری محله مطهری در تاریخ20/7/88.فلاح، امیر (آذر 1388). مصاحبه با مدیر اجتماعی و فرهنگی ناحیه 1 منطقه 15 شهرداری تهران در تاریخ 24/9/1388.
محله طیب:
محله طیب،چهارمین محله منطقه 15 واقع در ناحیه 1 می باشد،که از شمال به جنوب به خيابان خاوران – خيابان حصاري و دهنادي و از شرق به غرب به خيابان انورزاده –  خيابان هفده شهريور ، محدود مي باشد. محله طیب با 82 هکتار مساحت، نزدیک به نیمی از جمعیت کل شش ناحیه در منطقه پانزده را با عدد 32332 نفر را در خود جای داده است که بیانگر تراکم بالای جمعیت این محله نسبت به فضای موجود در آن است. تعداد جمعیت زنان محله 15836 نفر و تعداد جمعیت مردان محله 16496 نفر می باشد .آمار ارائه شده بر مبنای بلوک های سرشماری نفوس و مسکن سال 1385 در مرکز آمار ایران می باشد .
وجه تسميه نامگذاري آن نیز سكونت آقاي طيب در اين محله می باشد . یکی از مهم ترین تحولات تاریخی در این محله ، اعدام طیب است . وي نپذیرفت که به نام امام خمینی (ره) اغتشاش و آشوب برپا کند و به خاطر همین حمایت از امام خمینی(ره) ، محکوم به اعدام شد.   در مورد علت شکل¬گیری محله و سکونت افراد در آن، کم قیمت بودن خانه و زمین در محله مهمترین عامل محسوب می¬گردد .در عین حال می¬توان مطرح نمود  که وجود بقعه¬ی امام¬زاده اهل بن علی(ع) در شکل¬گیری این محله تأثیر به سزایی داشته است و به بیانی دیگر قدیمی¬ترین قسمت این محله را می¬توان در اطراف این بقعه¬ و خیابان طیب جستجو نمود .
محله ي ولیعصر(عج):
محله¬ ي ولیعصر(عج) در شمال¬ غربی منطقه¬ ي 15 شهرداري تهران واقع گرديده و از شمال با محله¬ ی طیب و خیابان¬های عبدی، شهید دهنادی و شهیدحصاری، از شرق به خيابان شهید انورزاده و محله¬ ي مینابی، از جنوب به خیابان رضایی(20 متری منصور) و محله¬ ي مطهری و از غرب به خیابان 17 شهریور و محله¬ های شوش شبیر(در شمال) و مظاهری(درجنوب) محدود مي¬گردد.
در ادامه برای درك چگونگي الحاق فضايي محله بیسیم فعلی به محدوده شهر تهران، مرور تحولات مرزهای شهر تهران ضروري به نظر مي¬رسد. تهران در پایان سلطنت رضاشاه و پیش از وقوع جنگ و کشیده شدن آن به ایران(سال 1318-1317 خورشیدی) به مرزهاي زير محدود مي¬گرديد:
از شمال به شاه¬رضا( انقلاب).
از مشرق به کارخانه¬ ی جدید برق یا خیابان شهباز( 17 شهریور).
از جنوب به ایستگاه راه¬ آهن یا خیابان شوش.
از مغرب به باغ¬شاه یا خیابان سی¬ متری¬(کارگر).
اما در پایان دوره¬ی اول سلطنت محمدرضا و مقارن با شکل¬ گیری نهضت ملی ایران¬(29- 1328 خورشیدی) توسعه آن به حد زیر درآمد:
از شمال به امیرآباد، جلالیه، عباس¬ آباد و حشمتیه.
از مشرق به فرح¬ آباد، دوشان تپه ودولاب.
از جنوب به شهر فیروز¬آباد، کشتارگاه، کوره¬ها وگودال جنوبی شهر.
از مغرب به طرشت، جی، بریانک و امام¬زاده حسن¬(تکمیل¬ همایون، 1379: 81).
    با این حساب تا اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی منطقه کنونی محله بیسیم خارج از محدوده شهر تهران قرار داشته است اما در فاصله¬ ای کمتر از 10 سال با افزايش مهاجرت به تهران و توسعه¬ ی مرزهای آن، بیسیم فعلی هم وارد محدوده¬ ی شهر تهران گرديد. نویسنده¬ ي کتاب تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران در جای دیگری از اين کتاب، دولاب را جزء روستاهای پیرامونی پایتخت معرفی می¬کند که به مرور جذب شهربزرگ تهران شده¬ است¬(تکمیل¬ همایون،1379). در کتاب گزیده¬ ي تاریخ تهران حدود دولاب این¬گونه مشخص شده است: 
    قریه¬ی دولاب جزء حومه تهران است به شمالاً و شرقاً به قریه¬ی سلیمانیه و جنوباً به هاشم¬ آباد وغرباً به شهر تهران(حسيني¬ بلاغی،1386: 251).
    با این حساب دور از ذهن نخواهد بود اگر محله¬ ی بیسیم کنونی را بخشی از اراضی قریه¬ ی دولاب قدیم به حساب آوریم، که مانند خود قریه¬ ی دولاب جذب شهر تهران شده است. جذب مناطق حومه¬ ي تهران به شهر تهران در ابتدا فاقد طرح و برنامه¬ ی مشخصی بود ومشکلاتی را برای این مناطق حاشیه¬ ای رقم زد. 
    اطلاعاتي كه در ادامه به آن¬ها اشاره خواهد شد از مصاحبه با اعضای شورایاری و معتمدین محله در مهرماه 1388 حاصل شده است.
     ايشان اذعان داشتند كه: "محله بیسیم یکی از قدیمی¬ترین محلات تهران است که قدمت آن به سال¬های حدود 1335 و بعد از آن مي¬رسد"(اشرفی، مهر 1388).
    دلیل شکل¬ گیری این محله نيز بر اساس نظر حاضرین در جلسه چیزی غیر از "ارزان بودن زمین¬ها و خانه¬ ها" نبوده است. در محله¬ی بیسیم می¬توان کوچک¬ترین و كم حجم¬ترين خانه¬ های تهران را مشاهده نمود. خانه¬ های قدیمی بسیاری را می-توان در این محله یافت که با قدمتی چند ده ساله، بيشتر از 25 متر نخواهند بود. این خانه¬ ها بالطبع مناسب حال اقشار کم درآمد جامعه بوده ¬اند(اشرفی، مهر 1388).
    در سخني ديگر از افرادی که در شکل¬ گیری محله نقش موثری داشته¬ اند، زمین¬داران بزرگی مانند حاج عبدالله نقاش، آقای خزاعی و حاج اسماعیل رضایی قابل ذكر خواهند بود که با واگذاری اراضی خود و يا تلاش برای آبادانی آن¬ها مهمترین نقش را در شکل¬ گیری محله ¬ی بیسیم ایفا نموده ¬اند(اشرفی، مهر 1388).
    از سوي ديگر اعضاي شوراياري يادآور شدند كه "قرار گرفتن اولین دکل مخابراتی تهران در پارک امام(سپه سابق)" براي اين محله نکته¬ اي تاریخی و تحولي اثرگذار محسوب مي¬گردد(اشرفی، مهر 1388). همچنين ايشان يادآور شدند كه"علت اصلی  نام¬گذاری محله¬ ی بیستم وجود دکل مذکور در پارک سپه سابق بوده است"(اشرفی، مهر 1388). در این راستا این نکته نیز قابل ذکر خواهد بود که وجود بقاع متبرکه¬ ی امام¬زاده¬ های همجوار این محله نیز در شکل¬ گیری  بیسیم نقش موثری داشته¬ اند(فلاح، آذر 1388).
    نكته مهم دیگری که در خصوص این محله قابل ذكر می¬باشد، حضور شخصی مهم و تاثیرگذار در تاریخ انقلاب، یعنی طیب خواهد بود، كه در اين محله مي¬زيسته است. در واقع[ماجرای] طیب به عنوان یک واقعه¬ ی تاریخی، هم در محله¬ ی طیب وهم در محله¬ ی بیسیم قابل بررسی خواهد بود. طیب فردی اوباش و شراب¬خواره بوده و با تمام این احوال پایبندی عجيبي به ائمه¬ ي معصوم داشته است و بر همین اساس یکی از بزرگ¬ترین هیات¬داران منطقه محسوب می¬شده است. انس غریب او با خاندان اهل بیت سبب شد اتفاقی مهم در زندگیِ شخصی او و حتی تاریخ انقلاب ثبت گردد. هنگامی که از او خواستند تا علیه حکومت پهلوی وبه نام حامیان امام¬ خمینی¬(ره) شورشی خیابانی راه¬ اندازي نمايد، به علت سید بودن امام¬ خمینی(ره)، اين امر را نپذیرفت و به خیانت به شاه محکوم شد.¬ نکته¬ ی بسیار مهم دیگری که در اين خصوص می¬توان به آن توجه داشت، وجود اختلاف شخصی بین نصیری(رئیس ساواک وقت) و طیب می¬باشد. طیب از پیش¬مرگان شاه و از قدرت و نفوذ بالایی در سیستم پهلوی بهره ¬مند بود، به همین خاطر این حق را برای خود قائل شد که روزی در پاسگاه کلانتری همین محله(بيسيم)، سیلی محکمی به صورت نصیری رئیس کلانتری بزند. نصیری بعدها رئیس ساواک شد  و محتمل است که این دام یعنی طرح شورش خیابانی طیب به نام حامیان آیت¬ الله خمینی(ره) را او برای طیب گذاشته باشد(امیری، مهر 1388).
    در سخني ديگر و در خصوص تركيب قومي اوليه اين محله مي¬توان گفت: شاخص¬ترين اقوامی که در بدوشكل¬گيري این محله درآن ساکن شدند عبارت از گیلک¬ها،کردها و عده¬ ی کمی از معاودین[1] عراقی بوده¬ اند(اشرفی، مهر 1388). از لحاظ شغلی و مذهبي نيز عمده¬ ی شاغلین در این محله کارگر و از طبقه¬ ی پایین جامعه بوده و از همان ابتدا ساکنین محله را پيروان مذهب تشيع تشكيل مي¬ داده¬ اند(اشرفی، مهر 1388).
محله : محله ابوذر:
محله ابوذر بخشی از قریه دولاب بوده است که به زیر کشت گندم میرفته است اما بعدها توسط شرکت کاشانهای شرق خریده شد و بعد از تفکیک به مردم فروخته شد البته باید توجه داشت که این زمینها جزء طرح 25 ساله بوده یعنی افراد پس از خرید زمین تا 25 سال اجازه ساخت و ساز در آنها را نداشتند . شروع ساخت و ساز در این محله در سال 1357 آغاز شده است.تا پیش از این محله ،محلهی رضا پهلوی و بلوار اصلی آن نیز به نام رضا پهلوی نامیده میشده است.چون این زمینها ارزان و خارج از محدوده بوده سهامداران شرکت که 12 نفر بودند آن را به فروش گذاشتند.بخشی از زمینها بهصورت دولتی و به شکل تعاونی واگذار شدند از جمله این زمینها میتوان به زمینهای موجود در خیابان نصر و گلستانها اشاره کرد که از لحاظ فرهنگی نیز این مکانها نسبت به دیگر قسمتهای محله در سطح پایینتری قرار دارند قوارههای کوچکتری را نیز شامل میشوند(بافت ریز دانه). مدل فضایی محله ابوذر:
محله ابوذر در روی نقشه به شکل مثلث قائمالزاویه حضور فضایی یافته است . ضلع شمالی این مثلث بزرگراه آهنگ بوده که مرز محله ابوذر با منطقه 14 شهرداری تهران محسوب میگردد . ضلع شرقی این مثلث بزرگراه بسیج مستضعفین(افسریه)است که ابوذر را از محلههای افسریه شمالی و افسریه جنوبی جدا میکند. ضلع جنوبی و غربی این مثلث نیز بزرگراه امام رضا(ع) و خیابان خاوران است که در حد فاصل محله ابوذر با محله اتابک(در غرب) و محله هاشم آباد(در جنوب) قرار گرفته است.
تراکم جمعیتی محله:
محله ابوذر 301 هکتار مساحت دارد و پراکندگی جمعیت در این منطقه 30669 نفر است . تعداد مردان1572 نفر و تعداد زنان 14946 نفر است.(آمار ارائه شده بر اساس بلوکهای آماری سر شماری نفوس و مسکن سال 1385 مرکز آمار ایران است.)
چشم انداز محله ابوذر: از دید کارشناسان توسعه شهری، شورایاری محله و مردم محله :
1)محلهای باکیفیت مطلوب برای سکونت ،کار ، گذران اوقات فراغت و عبور و مرور.
2)محلهای با محیط شهری معاصر ،سازمان یافته و متناسب با شأن انسانی شهروندان ساکن آن.
3)شکل هندسی محله که بر اساس طرح و نقشه قبلی بنا شده است.
4)سرانه بالای فضای سبز محله.
5)وجود فرهنگسرای خاوران بهعنوان یک مرکز مهم فرهنگی اجتماعی، علمی و هنری.
6)وجود ساختمان شهرداری منطقه 15 که در این محله واقع شده است.
اماکن شاخص محله:
فرهنگسرای جوان (خاوران)
کتابخانه و سرای محله ابوذر
ورزشگاه گلچین
مجموعه ورزشی خانواده
ناحیه مقاومت مالک اشتر
مرکز رسیدگی به ائمه جماعات منطقه
سازمان اوقاف و امور خیریه جنوب شرق تهران
پلیس راهنمایی و رانندگی منطقه 15 دادسرای محلاتی
موزه شهدا
اداره گاز
http://abuzar-15.mytehran.ir

محله اتابک
محلهی اتابک در نیمه شمالی منطقهی15 شهرداری تهران قرار گرفته است. این محله از شمال به خیابان خاوران و از آنجا به محله­ی ابوذر، از شرق به محله­ی هاشم­آباد و خیابان مسجد بنی­هاشم، از جنوب به بزرگ­راه بعثت که حد فاصل محله اتابک با پارک جنگلی توسکا است و از غرب نیز به خیابان ذوالفقاری و محلهی مینابی ختم مي­گردد. سابقاً در این محله از محدوده امام­زاده سیده ملکه خاتون به سمت جنوب بیابان بوده و از سال1341 به این سو ساخت و ساز در این مکان شروع شده است(رجایی، آبان1388). بنابراین گفته­ها می­توان چنین استنباط نمود که نقطه اولیه شکل ­گیری محله اتابک همین بقعه بوده است. کتاب گزیده­ی تاریخ تهران راجع به این امام­زاده چنین مینویسد: آرامگاه سیده ملکه خاتون در جنوب قریه­ی دولاب است. اصل بقعه بسیار قدیمی و مکرر تعمیر شده و آخرین تعمیرات آن در عهد فتحعلی شاه قاجار بوده است(حسینی بلاغی، 1386: 252) و پس از توضیحاتی در خصوص بنا و موقوفات آن، راجع به شخص سیده ملکه خاتون مینویسد: بعضی احتمال داده­اند که مدفون در بقعه، سیده خاتون زن فخرالدوله­ی دیلمی و مادر مجد الدوله باشد و لیکن سندی ندارد به غیر از تشابه اسم سیده ملکه خاتون با سیده خاتون(حسینی بلاغی، 1386: 252). البته این بقعه فعلاً در محله مینابی(بخش غربی اتابک قدیم) قرار دارد اما به خاطر فاصله­ی کمی که با محله اتابک فعلی دارد، اشاره­ای گذرا به آن لازم به نظر می­رسید. در جای دیگری از همان کتاب راجع به دولاب این­گونه سخن به میان آمده است:
حدود فعلی دولاب­: قریهی دولاب جزء حومهی شهر تهران است و محدود است بهتقریب شمالاً و شرقاً به قریه سلیمانیه و جنوباً به قریهی هاشم­ آباد و غرباً به شهر تهران(حسین ی­بلاغی،1386: 251).
با توجه به این که هاشم­ آباد امروزه در شرق و جنوب شرقی اتابک قرار گرفته، پس می­توان چنین استنباط نمود که اتابک فعلی در جنوب قریه­ی دولاب قدیم قرار داشته است. در جلد سوم کتاب تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران، دولاب جزء قریه­هایی معرفی شده که بهمرور جذب شهر بزرگ تهران شده­اند(تکمیل همایون، 1379).
در گذشته در این مکان، از خراسانمیدان خراسان[ به سمت اتابک تنها یک قهوه­خانه وجود داشت که خودروهای عبوری به سمت قبرستان مسگر آباد در آن توقف کرده و استراحت میکردند(رجایی، آبان 1388). در عين حال بیشتر زمین­های این اطراف از املاک امیر اتابک و امیر سلیمانی بود. امیر سلیمانی دو دختر به نام­های بلقیس سلیمانی و نسرین سلیمانی داشت. بلقیس زمین­های زیادی وقف کرد و 2 مدرسه هم ساخت که در حال حاضر بهعنوان
قدیمی­ترین مدارس محله نیز مطرح می­باشند(رجایی، آبان 1388). در کنار امیر اتابک و خانواده امیر سلیمانی، حاج شکری و حاتمی نیز دارای زمین بودند، که توسط دلالان زمین­ها تفکیک شده و به فروش می­رسیدند. حاج علی شکری یکی از مالکین بزرگ بود که از زمین­های زیادی برخوردار بود. او در اوایل انقلاب از ترس این که اموالش مصادره شود بخشی از زمین­­های خود را به دلالان سپرد تا بین پاسدارهای فاقد خانه و زمین تقسیم کنند و بابت آن وجهی هم دریافت نکرد. زمین­های واگذار شده به پاسداران در خیابان خوب بخت، کوی پاسداران قرار دارد که این کوچه به همین سبب پاسداران نام گرفته است(رجایی، آبان 1388).

در قسمتی از زمین­های این محله، باغی تحت عنوان "باغ مش مرتضی" و یا "باغ سرهنگ" وجود داشته است که بعد از انقلاب تخریب و بهجای آن خانه ساخته می­شود(موسوی، آبان 1388). زمین­های این محله در مساحت­های کوچک تفکیک و هر کس متناسب باقدرت خرید خود مساحتی را خريداري مي­نمود. بیشتر زمین­هاي محله مشاع(یعنی سه دانگ) است، برای نمونه می­توان از خانه­هاي موجود در خیابان اتابک و امیر سلیمانی و نفیس نام برد. به این معنی که چند خانواده پس از حضور در محله، یک قطعه زمین را خریداری نموده و سپس بین خود نص تقسیم مینمودند (رجایی و موسوی، آبان 1388).
در ادامه مي­توان گفت بخشی از املاک امیر اتابک و امیر سلیمانی شامل محدوده­ی مینابی فعلی هم می­شده است و به همين دليل در گذشته مینابی را هم اتابک می­گفتند، یعنی کل محدوده­های اتابک و محله مینابی، اتابک نام داشت. در واقع نام محله از نام مالک زمین­ها اخذ شده است(موسوی، آبان1388). در مورد خانواده­ي سليماني گفته شده كه پدر ايشان درويش بوده و ]در عین حال[ زمين­هاي زيادي داشته است. او با دربار هم در ارتباط بوده، تا حدی که وقتی مردم برای گرفتن]تصرف عدوانی[ زمین­ها هجوم می­­آوردند، او با دربار تماس می­گیرد و "کمک می­خواهد"، اما آنها پاسخ می­دهند که نمی­توانند کاری انجام دهند و فقط پیشنهاد می­دهند که ایشان دور تا دور زمین­ها را دیوار بکشد(رجایی، آبان 1388).
در ادامه ذکر این نکته دارای اهمیت خواهد بود که برخي از اولین کسانی که به این محله آمده و زمین خریدند از اهالي دروازه غار بودند، آقای رجایی]از مصاحبه شدگان دسته­جمعی و گروه­های[ خویشاوندی وارد محله گردیدند که عمدهی آنها آذری زبان(از سه استان اصلی) بودند(موسوی، رجایی و بختیاری، آبان 1388). اين محله، مهاجر­پذیر است و هسته­ اولیه­ محله با آذری زبان­ها بوده و هست. کوره ­پز خانهای که در هاشم آباد قرار داشت باعث گردید که کارگران آذری زبان آنها، در این محله زمین تهیه کنند و با خانواده ر این مکان ساکن شوند. وجود زیارتگاه سیده ملک خاتون هم که در خیابان سید جوادی فعلی قرار دارد، به رونق منطقه و محله کمک کرده است(رجایی و بختیاری، آبان 1388). از نظر شغلی و صنفی نیز می­توان گفت که برخی دیگر از اهالی این محله، کارگران شهرداری بودند. در این راستا شاغلين صنف صحاف­ها نیز قابل ذکر خواهند بود که اکنون برخی از آنها در محله حضور داشته و قابل مشاهده میباشند(موسوی و رجایی، آبان 1388).
شايان ذكر است كه قبل از احداث بزرگ­راه بعثت، بخشی از محله­ی اتابک، بهعنوان گورستان ماشین قابل استفاده بوده که باگذشت زمان در خدمت بزرگ­راه قرار گرفته است(موسوی، آبان 1388).
در خصوص تحولات تأثیرگذار بر محله می­­توان به تأثیرات مثبت اتوبان بعثت بر این محله اشاره کرد. قبل از آن باید از تأثیرات منفی خرابی­های اتوبان امام علی(ع) یاد کرد که مشکلات و آسیب­های زیادی را برای ساکنین به وجود آورده است(موسوی، آبان 1388).
یکی از اتفاقات مهم در تاریخ محله نيز اصابت یک بمب]در زمان جنگ تحمیلی به محله بود که به شهادت 21 نفر منجر شد، هنگامی که هیئت تحقیق به محل اصابت بمب آمدند، حضرت آیت­ الله خامنهای که در آن هنگام رئیس­ جمهور بودند هم برای سرکشی به محل اصابت بمب آمدند. ساعت برخورد بمب ساعت 12 ظهر بود(رجایی، موسوی و بختیاری، آبان 1388) http://atabak.mytehran.ir


محله شهرک بروجردی
محله­ ی شهرک بروجردی شهرک کوچکی است در قلب منطقه­ ی 15 شهرداری تهران که از شمال به بزرگ­راه بعثت و محله­ ی هاشم­آباد، از شرق و جنوب شرقی به بزرگ­راه آزادگان، از جنوب غربی و غرب به پارک جنگلی توسکا همجوار است که مرز غربی شهرک بروجردی و جاده ­ی هاشم­ آباد محدود می­گردد که در این راستا اعضای شورایاری، بزرگ­راه امام علی(ع) را به عنوان مرز غربی معرفی نمودند. جنگل توسکا محله­ ی بروجردی را از کیان­شهر جدا
می­­نماید. این مکان از جنوب نیز علی­رغم اظهار نظر دبیر شورایاری محله، مبنی بر نداشتن مرز، به بزرگ­راه آزادگان و پارک جنگلی توسکا ختم می­گردد.
کلنگ احداث شهرک شهید بروجردی در سال 1374 به زمین زده شد و در حدود 8200 نفر از خانواده­ه ای بسیج صنایع دفاع و فرهنگیان در 140 بلوک آجری مسکونی و فازهای 3 گانه ­ی آن سکنی­ گزیدند(همشهری محله­ ی منطقه ­ی 15، 1386: شماره­ ی 187).
در ادامه نیز اطلاعات مربوط به این محله توسط آقای افشار دبیر شورایاری این محله در دی ماه 1388 و در مصاحبه­ ای که با ایشان صورت پذیرفت ارائه شده است. ایشان در ادامه افزودند این احتمال وجود دارد که زمین­ه ای این محله [مانند بیشتر زمین­های منطقه­ ی 15] متعلق به امیر سلیمانی (مالک بزرگ) بوده است. همچنین احتمالاً سعید و حمید نام دو پسر او بوده که نام سابق محله یعنی سعیدیه و حمیدیه از نام آن­ها اخذ شده است.
بعد از انقلاب، بنیاد مستضعفین استان تهران مالک این زمین­ها گردید. در سال 1372 یا 1373 آقای لاریجانی بخشی از این زمین­ها را برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بنیاد خریداری کرد و در همان زمین­ها هم منازل مسکونی سپاه را ایجاد نمودند که به نام فاز یک معروف می­باشد. در بخش دیگر که به عنوان فاز دو معروف است قرارگاه مسکونی سپاه ایجاد شد. فاز دو را الغدیر می­نامند. در این راستا در مرحله­ ی آخر، فاز سه به کارکنان سپاه واگذار شد که از آن هنگام محله از حالت نظامی خارج شده است. بخش­هایی از محله نیز به صنایع دفاع و وزارت دفاع تعلق دارد. عده­ای از فرهنگیان هم در محله ساکن هستند. اکنون این محله تحت اداره یا نظارت ارگان خاصی قرار ندارد. در خصوص وجه تسمیه محله نیز این نکته قابل ذکر است که شهرک نام خود را از سردار رشید سپاه اسلام، شهید بروجردی گرفته است
http://borujerdi.mytehran.ir/


کیان­شهر شمالی
در ضلع غربی منطقه 15 شهرداری تهران قرار گرفته است. این محله از شمال به اتوبان بعثت و از جنوب به خیابان شهید ابراهیمی منتهی گردیده است، مرز غربی آن خیابان شهرزاد(شهید رجب­ نیا) و مرز شرقی آن پارک جنگلی توسکا می­ باشد(حسین­ پور، شکری، دین­پرور، عسگری، مجیدی، مهر1388).

بنا به گفته­ ی جناب آقای حسین­ پور عضو شورایاری محله، قبل از مهاجرت مردم به این مکان، این محل به صورت بیابان بوده و کوره­ پزخانه­ در این محله فراوان بوده است. از سوی دیگر به دلیل وسعت محله، در این مکان شتر نیز پرورش می­ دادند. در بیانی دیگر این مکان در قدیم محل رفت و آمدهای شهری به دروازه­ های تهران و منطقه­ ای برای دامداری و کشاورزی بوده است. این نکته نیز قابل ذکر خواهد بود که در گذشته این محله را "شترخون" می­ نامیده­ اند.(حسین­ پور، مهر1388).

در طی سال­های 1352 و1353 اولین شهرک در این محدوده مکان نمایی شد، که در حال حاضر نام آن شهر شهید مطهری می باشد. این شهرک در واقع قدیمی­ ترین محدوده­ ی کیان­شهر می­ باشد که قبل از انقلاب نام آن شهرک نجف­ آباد بوده است(حسین­ پور، شکری، دین­ پرور، عسگری، مجیدی ، مهر1388). در جلد سوم کتاب تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران، نیز نام"خیابان نجف­ آباد" در بخش جنوب مرکزی محدوده طرح پنج ساله ­ی تهران قرار گرفته است(تکمیل همایون،1379: 109). جناب آقای بلاغی در تاریخ گزیده­ ی تهران نیز از قریه­ ی نجف ­آباد سخن به میان آورده و حدود آن را این­ گونه معرفی می­ نماید: "قریه نجف­ آباد به حدود زیر: شرقی جاده کولوه(کولوت بر وزن روشور)، غربی به جاده حضرت عبدالعظیم الی آب انبار قاسم خان؛ جنوبی به اراضی دولت آباد؛ شمالی به نهر آقا یحیی زیر امام­زاده اهل­بن علی(حسینی­ بلاغی،1386: 231). نجف­ آباد(فعلاً جزء شهر تهران محسوب می­ شود) و آن دهی است در زاویه­ ی جنوب شرقی شهر که دستگاه کامل گیرنده و فرستنده بی­سیم در آن محل است(حسینی­ بلاغی،1386: 231). با این حساب می­توان پذیرفت که نجف آباد مذکور همان نجف ­آبادی است که کیان­شهر به جای آن حضور مکانی یافته است.

نویسنده­ ی کتاب تاریخ تهران به نقل از کتاب المأثر و الأثر می­نویسد: ...و دیگر، عمارت و باغ نجف­ آباد است واقع در جهت مابین مشرق و جنوب دارالخلافه ـ این مبانی اگرچه از دوران محمدشاه ثانی مانده و در آن دولت به دست حاج میرزا آقاسی احداث شده است، ولی در این عهدِ ابد مهد، به دست مرحوم امین­ السلطان ماضی، صورت آبادانی پذیرفته و زواید و اضافات به اصل باغ و عمارات افزوده است. نویسنده در ادامه راجع به پارک ولیعهد که در این منطقه قرار دارد می­نویسد: پارک ولیعهد کنار باغ بی­سیم نجف­ آباد قرار دارد که مقداری از زمین­ها را به خود اختصاص داده و اگر روزی، بی­سیم از آن­جا نقل مکان کند و تمام زمین­ های آن در اختیار قرار گیرد، برای مردم این منطقه خواهد بود
(حسینی­ بلاغی،1386: 231). ایشان در ادامه نحوه­ ی گسترش شهر تهران را به شیوه­ ی زیر بیان می­ دارد: در حدود سی و دو سال پیش[پیش از سال 1347 که کتاب را تألیف نموده است] که به تدریج تهران به سوی وسعت و گسترش می­رفت، طبقات سوم مردم به اقتضاء بودجه­ ی خود، ساختن خانه در قریه­ ی نجف­آباد را شروع کردند. مردم این منطقه غالباً شهرستانی هستند و بین آن­ها قمی و کاشانی از همه زیادتر است و به ندرت تهرانی­ الاصل یا کسی که سابقه­ ی توطن در تهران داشته باشد دیده می­شود. وسعت نجف­ آباد تقریباً دو در سه کیلومتر است و جمعیت آن بالغ بر دویست هزار نفر است. به طوری که در دفتر رقبه­ی ناصری منعکس است، قریه­ ی نجف­ آباد واقع در بلوک غار فشافویه به شرح زیر خریداری(خریداری شده توسط) مرحوم حاج میرزا آقاسی است (بلاغی،1386: 232). پس از فهرست نسبتاً بلند بالای خریدهای حاج میرزا آقاسی، بلاغی به فرمان جالبی از ناصرالدین شاه اشاره می­ نماید: ناصرالدین شاه ـ کل شش دانگ قریه­ ی نجف ­آباد را به انضمام کل شش دانگ مجری المیاه(مجرای آب) قنات قریه­ ی مرقومه، صلح قطعی کرد به میرزا اسماعیل خان امین ­الملک به مال­الصلح چهل و هشت هزار و نهصد تومان مقبوض و صیغه جاری شد به تاریخ 26 ربیع ­المولود سنه 1313(و بعد از فهرست شهود) ثبت دفتر وزارت عدلیه ممالک محروسه(حسینی­بلاغی،1386: 232). و در ادامه می­ نویسد که برحسب وصیت همان اسماعیل خان امین ­الملک، اتابک، قنات مذکور را وقف نمود(بلاغی،1386). ظاهر این وقف­نامه تا مدت­ها معتبر بوده، همچنین قریه­ ی نجف ­آباد به عنوان ملک خالصه یا دولتی محسوب می­گردیده است چنانچه بلاغی می­نویسد، در تاریخ 17/9/1328 مکاتباتی بین رئیس انجمن فرهنگی شماره­ی 85 و وزارت دارائی و املاک خالصه دارائی و دادستان دارائی و اداره کل بازرسی دارائی راجع به خالصه بودن قریه نجف ­آباد و ابنیه دولتی شتر­خوان، قاطر­خوان، سفره­ خانه، خواب­گاه و برج­های دیده ­بانی و محل تمرکز قوای تأمینی زمان محمدشاه و ناصرالدین شاه شده و نیز بین احمد صلاحی علاف و اداره کل اوقاف مکاتبه شده از جمله نامه اداره کل اوقاف به شماره 31548ـ17/11/1326می ­باشد(حسینی­بلاغی،1386: 233). شرکت ایران اشکودا نیز بنابر اظهارات آقای بلاغی در این محله وجود داشته است: کارخانه­ ی اشکودا، اول از چکسلواکی بود و اکنون از داودیان دغاارمنی است که گاز لیمونادی و غیره می­گیرد. کارخانه­ ی ارج(بر وزن خرج مخفف ارجمند): این کارخانه واقع است(در مقابل کارخانه اشکودا) در اراضی نجف آباد و مؤسس آن مهندس خلیل ارجمند است به سال 1317 شمسی و فرآورده­ هایش آهنگری و ریخته­ گری و جوشکاری و تراش فلزات و ساخت ماشین ­آلات صنعتی است. مهندس مزبور در جنگ
بین­ المللی دوم هنگام حفر چاه عمیق، گرفتار برق زدگی شد و یکشنبه چهارم ماه ذی­ القعده سال 1363(ه.ق) در گذشت(حسینی­ بلاغی،1386: 233). در ادامه آقای حسین­ پور عضو شورایاری محله، در مورد دلیل شکل­ گیری این محله چنین بیان می­دارد که: در اطراف تهران و در مکان­های خارج از محدوده، زاغه نشین­ هایی وجود داشتند که چهره­ ی شهر را دلخراش می­ نمود. بنابراین همسر شاه[فرح دیبا] پس از باز­دیدی که از زاغه­ نشین­ های ساکن در محدوده­ ی آریا­شهر فعلی و تهران ویلا(شهرک آزمایش) داشت، تصمیم گرفت که برای این افراد محدوده ه­ایی در نظر گرفته شود. از این امر دو هدف دنبال می­ شد: اول آن که، این محدوده­ ی زاغه­ نشین که مسیر فرودگاه[مهرآباد] به تهران و بالعکس قرار داشت و مسیر رفت و آمد مهمانان خارجی و توریست­ها و.... بود، از داشتن یک منظره­ ی دلخراش رها شود، دوم آن که، این افراد را که در حلبی­ آباد و در وضع بدی قرار داشتند را سامان دهند(حسین­ پور، مهر1388). در ابتدا یعنی در همان سال 1350 مردم زاغه­ نشین را(با این عنوان که قصدشان از این جابه­ جایی، دادن سر پناهی به آن­ها می­ب اشد) به محدوده­ای که بعدها کیان­شهر نام گرفت، انتقال دادند. مردم در ابتدا با این واقعیت روبه ­رو گردیدند که هیچ سکونت­ گاه و سرپناهی به جز چادرهای برافراشته شده برای آن­ها وجود ندارد. البته در همان مکان، کارگران، فونداسیون­های شهرک نجف­ آباد را زده بودند و در سال 1352تا 1353 این شهرک کامل و تحویل داده شد. البته آن­گونه که از قراین بر می­ آید، مبلغ محدودی نیز از آنان اخذ گردیده است(حسین­ پور، شکری، دین­ پرور، مهر1388). مکان چادرهایی که در ابتدا یعنی 2 سال قبل از تحویل شهرک، برافراشته شده بودند، در 20 متری منصور فعلی، بالاتر از چهارراه بوده است(حسین ­پور، مهر1388). آقای عسگری عضو شورایاری نیز اظهار داشتند که کیان­شهر، خود، همانند یک شهر کوچک می­ باشد که شهرک­ های زیادی داشته است، در این خصوص شهرک مطهری، شهرک تأمین اجتماعی، کوی آزادی، شهرک شاهد و... همه تحت عنوان کیان­شهر شناخته شده ­اند(عسگری، مهر1388). بعد از شکل­ گیری و ساکن شدن مردم در شهرک نجف­ آباد سابق و شهرک مطهری فعلی، شهرک­ های دیگری نیز در این محدوده ساخته شد، که بخشی از آن برای فرهنگیان، بخشی نیز برای اداره­ ی پست، دارایی، ژاندارمری و... بود. البته شهرک فرهنگیان، ویلایی ساخته شده بود. به بیان دیگر شهرک­ ها با یک­دیگر تفاوت داشتند، اما فرهنگیان نپذیرفتند که در این شهرک­ ها ساکن شوند(عسگری، مهر1388). آقایان مجیدی، عسگری و شکری نیز معتقدند که اسامی موجود در این محدوده(کیان­شهر) را از شاهنامه وام گرفته ­اند، همانند گشتاسب، زال، کیخسرو، سیامک، لهراسب، منیژه، سام و...(مجیدی، عسگری و شکری، مهر1388).

شایان ذکر است که در سال­های منتهی به انقلاب و سال­های اولیه ­ی پس از آن، در روند ساخت و ساز شهرک، اختلالاتی پدید آمد. با صدور فرمان امام خمینی مبنی بر ضربه زدن به دولت پهلوی، مردم به بلوک­ها و زمین­های خالی از سکنه این محدوده ریخته و آن­ها را گرفتند و بعد از انقلاب برای اخذ سند آن­ها اقدام کردند، در این خصوص نیز بعضی زمین­ها، مالک خاص و مشخصی نداشتند و افراد با پرداخت مبلغ زمین به دولت مالک زمین محسوب گردیدند(شکری و دین­ پرور، مهر1388).


محله­ ی رضویه (کاروان سابق)
در منتهی­­الیه جنوب شرقی منطقه­ی 15 شهرداری تهران قرار گرفته است. این محله به همراه محله­ی مشیریه ناحیه 4 منطقه 15 را شکل داده­اند(جعفرزاده، مهر1388). همچنین با نگاه به نقشه می­توان دریافت که محله­ی مشیریه و رضویه در مقام یک کشیدگی هستند که تهران را تا کوهپایه­های شرقیِ کوه بی­بی شهربانو و در امتداد بزرگ­راه امام رضا(ع)، به سمت جنوب شرقی پیش برده­اند. این محله از شمال به 10متري اول، جنوب: کوه­های بی­بی شهربانو، شرق: حریم منطقه 15 و غرب: 20 متري امام خميني محدود می­گردد.     این محله به شکل یک متوازی الاضلاع یا مستطیل می­باشد که از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارد. پارک پامچال در شمال غربی شهرک رضویه قرار گرفته و خیابان 20متری امام خمینی آن دو را از هم جدا می­کند. ضلع شمال شرقی محله­ی رضویه خیابان10متری اول(انبار پنبه) نام دارد که با بزرگ­راه امام رضا(ع) هم­راستا می­باشد. کوه بی­بی شهربانو و صنایع مکان­گزینی شده در دامنه­ی شرقی آن، در غرب و جنوب غربی محله واقع شده و جنوب شرقی محله به مراکز صنعتی ختم می­گردد. بنابر داده­های به دست آمده از اداره­ی اجتماعی ناحیه 4 منطقه 15، محله­ی رضویه(کاروان) در گذشته به صورت یک بیابان لم یزرع بوده و کاروان­سرایی در آن وجود داشته که از مسافران و زائران امام رضا(ع) پذیرایی می­نموده است و دلیل نام­گذاری آن(کاروان) را نیز می­توان همین امر تلقی نمود. این نکته هم قابل ذکر خواهد بود که امروزه بزرگ­راه امام رضا(ع) منطبق بر همان مسیر تاریخی تهران به سمت شرق ایران(به خصوص مشهد) است. بزرگ­راه امام رضا(ع) با عبور از میدان بسیج مستضعفین(سه راه افسریه) به بزرگراه خاوران و میدان خراسان می­رسد. در عین حال این میدان نیز خود منطبق بر دروازه خراسان تهران قدیم می­باشد. اطلاعاتی که در ادامه به آن­ها اشاره خواهد شد از مصاحبه با اعضای شورایاری و معتمدین محله نشات گرفته است:
ایشان در ادامه اذعان داشتند که: این منطقه در گذشته به نام شهرک کاروان نامیده می­شده و به تازگی(حدوداً 4 سال) طبق درخواست اهالی محله و مسئولین مساجد، به نام شهرک رضویه تغییر نام داده است. از آن­جا که در گذشته این مکان محل باراندازی کاروان­هایی بود که به تهران می­آمدند این مکان به صورت پاتوق نقش­آفرینی می­نمود. در واقع این محل پاتوقی بود برای مسافرینی که از استان­های دیگر به تهران مهاجرت می­کردند(معصومی، مهر1388). از آن­جا که یکی از دسترسی­های اصلی و ورودی به این محله بزرگ­راه امام رضا(ع) می­باشد، برای نام­گذاری این محله از بین نام­های پیشنهادی به شهرداری، نام رضویه برگزیده شد. در این محله، اهالی مسگرآباد به صورت پراکنده زمین­هایی داشتند که هم­اکنون به صورت گاراژ خودنمایی می­کنند. آقای پورابراهیم نیز معتقدند سندهای این مکان با عنوان "دهستان غار" صادر شده و دلیل آن را می­توان چنین قلمداد نمود که در قدیم، معتقد بوده­اند در این مکان غار وجود داشته است(پورابراهیم، مهر1388). شایان ذکر است که این محله با ورود افراد مهاجر و فقیر شکل گرفته است. در قدیم قبل از &ن که این مکان شکل سکونت­گاهی به خود گیرد، به صورت پراکنده در آن، مساکنی وجود داشت. قدیمی­ترین خانه­ها در چهارراه عرب­ها(که"نخلی" خوانده می­شود)، قرار داشته است. از آن­جا که آن­ها[عرب­ها] جزء اولین مهاجرین وارد شده به محله بوده­اند و به دامداری اشتغال داشته­اند، این چهارراه به چهارراه عرب­ها معروف شده است(معصومی و پورابراهیم، مهر1388). وجود حسینیه عرب­ها در این محله و قدمت آن نیز دلیلی بر این مدعا       می­باشد. قابل ذکر است که فضای این محله با تکیه بر گروه­های خویشاوندی شکل یافته است. عرب­ها، اراکی­ها، اسفراینی­ها، سبزواری­ها، آذری­ها و... از جمله اقوام حاضر در این محله می­باشند که به صورت خویشاوندی        مکان­گزینی(جدایی­گزینی­های منطبق بر فرهنگ) نموده­اند. پیش از انقلاب نیز به دلیل آن که جواز ساخت و ساز در این محله صادر نمی­شد، ساخت و ساز غیررسمی به عنوان یک عرف رایج و شایع بود. این امر را می­توان به این دلیل دانست که این محله در ابتدا جزء تهران نبود و در واقع خارج از محدوده به حساب می­آمد. این روند خارج از محدوده­ی شهر بودن تا سال 1363 ادامه داشت(معصومی، مهر 1388). بعد از آن تاریخ نیز تنها بخشی از آن وارد محدوده شد و هنوز هم بخشی از محله رضویه خارج از محدوده به حساب می­آید. تقریباً حدود 6 سال است که جواز ساخت و ساز در این محله صادر می­شود. بیشتر افراد محله زمین­های خود را از یک بنگاه املاک در خیابان خاوران در نزدیکی محله­ی اتابک خریداری کرده­اند و بیشتر آن­ خریداران ادعای کلاهبرداری دارند. آن­ها معتقدند که این بنگاه، زمین­های مشیریه را به آن­ها نشان داده اما زمین­های رضویه را به آن­ها فروخته است. بنا به گفته­­ی ایشان وقتی آن­ها به آدرس زمین­های خریداری شده آمده­اند، مشاهده نموده­اند که زمین­های موجود در محدوده، بایر و خالی از سکنه و در واقع بدون ­آب و برق می­باشد. آقای پورابراهیم بیان می­کند در سال 1352 و1353 روند فروش این زمین­ها آغاز شده است. ایشان بیان می­دارند که کل زمین­های فروخته شده، تحت مالکیت فردی بهایی بوده که بعد از تفکیک، توسط دلالان فروخته شده و سند خورده است(پورابراهیم، مهر1388). آقای معصومی نیز اظهار داشتند فرد مورد نظر، شخصی به نام"وحدت" است که در سندهای اکثر افراد محله، نام ایشان موجود می­باشد(معصومی، مهر1388).
    این شهرک(محله) در ادامه­ی شهرک­سازی­های موجود در منطقه15 رخ داده است و به همین دلیل "شهرک" خوانده می­شود. آقای معصومی تأکید داشتند که در زمان نخست وزیری آموزگار، چند ماهی در این مکان، اجازه ساخت و ساز صادر شد، عده­ای مشغول کار شدند و این مکان شکل گرفت(معصومی، مهر1388).
    در نقشه­ی­ منتشر شده توسط شهرداری، از بخش شرقی بزرگ­راه آزادگان و انتهای غربی پارک جنگلی توسکا، بزرگ­راه دولت آباد جدا شده و با عبور از شمال­شرقی محله­ی دولت­­آباد، به مشیریه می­رسد. ادامه­ی این بزرگ­راه به صورت خط­چین از جنوب مشیریه و میانه­ی هرک رضویه عبور کرده و به بزرگ­راه امام رضا(ع) متصل می­گردد(این خط چین در نقشه­ی سال 83 قابل مشاهده خواهد بود). در صورت تکمیل و احداث این بزرگ­راه، مناطق جنوبی تهران مستقیماً به بزرگ­راه امام رضا(ع) وصل شده و نیاز به عبور از میدان بسیج مستضعفین را نخواهند داشت. اگرچه هنوز این بزرگ­راه به جز خط چین­های روی نقشه، ماهیت فضایی نیافته­اند، اما این احتمال وجود دارد که بهره­برداری از آن، در اقتصاد محله­های دولت­آباد و مشیریه و شهرک رضویه تأثیر قابل توجهی داشته باشد. این امر را می­توان به عنوان یک عامل اثرگذار بر محله مورد واکاوی قرار داد.
محله اسلام آباد-والفجر
محله اسلام آباد - والفجر به‌عنوان يازدهمين محله منطقه 15 است که قسمتي از آن در ضلع جنوبي ناحيه 5 و بخش اعظم آن در ضلع شمالي محدوده  ناحيه شش واقع شده است قبل از انقلاب  اين محله به شاه آباد شرقي معروف بوده كه با پيروزي انقلاب اسلامي به اسلام آبا د تغییر نام داد .
 
وسعت اين محله حدود5/208 هكتار می‌باشد و بالغ بر 45018 نفر جمعیت دارد . تراكم  ناخالص جمعيت در این محله 216 نفر در هكتار است كه نشان‌دهنده تراكم بالاي جمعيت در این محله است . محله اسلام‌آباد - والفجر ازجمله محلاتي است كه از حیث سكونت در بخش جنوبي آن داراي تقریباً بافت مسكوني نسبتاً فرسوده از نوع اول و از نظر كيفي سكونت درسطح متوسط بسرميبرد . وجود 356021 مترمربع فضاي سبز،اينمحله رادرسطح نسبتامتوسط ازنظرميزا ن فضاي سبزقرارداده است . سرانه فضاي سبزدرمحله اسلامآباد - والفجر 7/67 مترمربع است كه تارسيدن به سرانه مطلوب فاصله بسيارزيادي وجودندارد
http://eslamabad-valfajr.mytehran.ir/
Untitled Document

آموزش های شهروندی

دانش افزایی کاربردی برای زندگی

Untitled Document

پرسش های متداول

پاسخ سوالات مشابه شهروندان

Untitled Document

ارتباط با ما

دریافت آدرس و تلفن واحد ها